مسیح خان کلانتر مقتدر فارسیمدان که‌ فردی مهربان ، کریم ،عادل و مورد احترام همگان بود.پس از رهایی اززندان صولت الدوله ایران قشقایی به سال ۱۲۹۵ در سال ۱۲۹۶با حکم صولت الدوله به کلانتری طایفه فارسیمدان منصوب گردید. علی رغم اینکه کدورتی از ایلخان در دل داشت درجنگ قشقایی ها با بریتانیا حامی اصلی صولت الدوله قشقایی بود،همچنين در شورش عشایر جنوب همراه ایلخان بود که باعث تبعید شدن خود و فرزندش امان الله خان به تهران گردید.
نگرانی که مسيح خان با ایلخان قشقائی داشت وی دراین اندیشه بود که طایفه فارسیمدان را ایل فارسیمدان مبدل سازد. این بود که اقدام به تشکیل تیرهای عمله .موصلو. شبانکاره. کورش.مهتر خانه و.......نمود.همچینین برای اداره طایفه گسترده فارسیمدان اقدام به بکارگیری افراد شایسته و لايق و کارگزاران ازهر طایفه وتیره نمودند.

این افراد تحت عنوان نماینده، مباشر.مشاور (چوقکی) رابط بین کلانتر و کدخدای تیره ها و بعضا بنکوها بودند.بدلیل کثرت جمعیت به تیره نسبتا بزرگ تبدیل گردید. در بین افراد این تیره افراد متمول بسیاری هم بودند. نقل هست ازبزرگان، در ایامی که زکی خان ومسیح خان بصورت خونه شهری (زندان ) درقلعه پریان ایلخان بودند هزینه زندگی آنان را افرادی چون ملاعلی جان بهرامی وکاغلامحسین مرادی متقبل وتامین می‌نمودند. و حمایت مالی آنان و اختلاف دو کلانتر باعث خشم و بی رغبتی ذوالفقار خان نسبت به این تیره گردید و برای تحقیر حامیان زکی خان و مسیح خان ، الفاظی به کار می برد که ناشایسته و نامناسب بوده و تاکنون باعث نگرانی اذهان عمومی گردیده است .
و یا افرادی شجاع وقدرتمند بعنوان تفنگچی در رکاب کلانتران بودند و جان خود را از دست دادند، که کشته شدن وزیر بهرامی در مصاف بریتانیا با قشقایی، مهدی(متی)مرادی درنبرد با خوانین دشتی ،حسینقلی رضایی در اختلاف فی مابین تیره شیبانی با کلانتران ، پرویز مرادی به ظن همکاری با ذوالفقار خان می‌توان نام برد.

بعد از فروپاشی ملوک الطوایفی و تعدد و ازدیاد خوانین و تشکیل بنکوهای آنان مجموعه بنکو ها به تیره مرکزی تغییر نام یافت.به علت غرابت زیستی ،کلانتر زاده ها ، مشاورها. افرادی از سایر تیره ها ،کاسب ها(آرایشگران) نوکر ها،استادها(هنرمندان ساز ونقاره) هم دراین بنکو ها تجمیع گردیدند.
تیره مرکزی مثل سایر تیره های طوایف.ییلاق و قشلاق می‌کردند
قشلاق آنان :فارس شهرستان کازرون .بخش جره بالاده، دستان دادین علیا
ییلاق:اصفهان، سمیرم بخش پادنا .دره پیچ.رحمت آباد.سلح چین.لای سرخ........ودرفارس بخش ارژن .چشمه فاطمه.خیرآباد می‌باشد..
بعد از پیروزی انقلاب . تیره مرکزی اکثرا در دهستان دادین علیا روستا های سراب خشک حسین آباد. سه تلان .چمن بهرامی. نوروز آباد شامنذر.برج ساکن و به دامداری وکشاورزی مشغولند.عده ای در شهر شیراز کازرون ساکن و کارمند .مغازه دار .پزشک.پرستار وسایر امور مشغولند. به زبان ترکی تکلم می‌کنند و شیعه مذهب هستند بااغلب تیره ها ،کلانتران ،سایرطوایف،روستاهای مجاور رابطه ی خویشاوندی دارند .
تیره ی مرکزی مشتمل بر فامیل های بهرامی، مرادی، ایمانی، رضایی،صفری،خسروی، قنبری، آقایی، کریمی، عباسی، صالحی، رستمی،کاوه،سلیمانی، بیرامی ،رحیمی،رحمانی.روزبه،ایوبی،صمیپور می‌باشد.. تیره ی مرکزی دو نفر از افراد بسیجی خود به نام های شهید خسرو فاضل زاده و شهید شهید قلی بیرامی را تقدیم انقلاب نموده است ، اولین پایگاه بسیج عشایری با عنوان پایگاه ابوذر در سطح طایفه، ایل و عشایر کل کشور در تیره ی مرکزی تشکیل گردید.ودرحال حاضرهم دوپایگاه مقاومت بسیج، برادران ابوذر وشهیدعزیزی ،وپایگاه مقاومت خواهران مشغول فعالیت هستند .از تیره های اولاد ،شبانکاره، کورش،بنکوی قلدر،ساکن دردهستان دادین جوانانی عضو بسیج این پایگاه های مقاومت هستند .
در پایان از همه اندیشمندان و پژوهشگران استدعا دارم نسبت به رفع نواقص این متن ویا افزودن مطالب جامع تر. مستندتر مساعدت نمایند.

قبر مرحوم محمدعلی ابن امامقلی ایمور آرامستان دادین علیا، بخش جره بالاده ،شهرستان کازرون

عکس فرزند ونوه کا غلامحسین مرادی مشهدی قربانعلی ،مشهدی غلام،مشهدی نوروز مرادی و...

بنچاق مزرعه دره پیچ واقع دربخش پادنا از شهرستان سمیرم

بنچاق مزرعه ی چم قلی(رحمت آباد) متعلق به غلامحسین مرادی ایمور واقع در بخش پادنا شهرستان سمیرم

بنچاق مزرعه دره پیچ ،بخش پادنا از توابع شهرستان سمیرم متعلق به ملا علی جان بهرامی و.......

ساخت المان یا ماکت سیاه چادر که از صنایع دستی تیره مرکزی می باشد